![]() |
![]() |
|
| حرکت با پیشرفت علم و فناوری |
|
|
جوانک گوشه ي خيابان نشسته بود و فرياد کمک سر مي داد.اصلا به ظاهرش نمي خورد که گدا باشد يک جوان رشيد زيبا و تمام عيار بود.ولي هر رهگذري که از کنارش رد مي شد پايش را مي گرفت و با چنان لحن ملتمسانه اي مي گفت: ((تو را به خدا التماس مي کنم کمکم کنيد)) که دل سنگ هم آب مي شد.
پيرزن ازکنارش رد شد جوانک التماس کرد اما او خودش را کنار کشيد و گفت:خجالت بکش مردک حيا کن واقعا که آدم نمي دونه چي بگه؟! پيرمردي از دور نگاه عاقل اندر سفيهانه اي به او انداخته بود و مرتب سرش را به نشانه تاسف تکان مي داد. زنان و مردان جوانتر بي اينکه کوچکترين محلي به او بگذارند از کنارش رد مي شدند و او همچنان از ته دل التماس مي کرد. دختر بچه اي به خودش جرات داد جلو رفت وچند ثانيه به او نگاه کرد سپس به آرامي گفت: چي مي خواي؟ جوانک نگاهي به دختر بچه انداخت و بغضش ترکيد دقايقي دخترک را در آغوش گرفت و به شدت گريست وقتي گريه کمي آرامش کرد گفت: نمي خواهم. -چي...چيو نمي خواي؟ -نمي خوام غرق بشم. -تو چي؟ -تو دنيا. -مگه داري غرق مي شي؟ -آره...آره...دارم غرق مي شم. -خوب مگه چي مي شه؟ -هي چي مي شم مثل اينا. -مگه آدمي که داره غرق مي شه خودش مي تونه به کسي کمک کنه؟ -نه. -پس چرا داري از اينا کمک مي خواي؟ -پس از کي بخوام؟ دخترک سرش را بالا گرفت و به آسمان نگاه کرد جوان هم همين کار را کرد.وقتي سرش را پايين آورد دخترک آنجا نبود!! |
|
1 - سیستمعامل «windows 2000» به «شبابیک ۱۴۲۱» تغییر نام داده میشود ( توضیح اینکه شبابیک به معنی پنجرهها و ۱۴۲۱ سال قمری معادل ۲۰۰۰ است) |
|
شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب ... شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه ...... در دانشگاهش در دانشگاهش دانشجویان هیچ رابطه ی دوستی واقعی ندارند و فقط داشتن منافع حرف اول را می زند. هیچ کس برای رضای خدا و بنده هاش برای دیگری کاری نمی کند پس آن دوستی که با سردرد تو تب کند کجا رفته !؟ در دانشگاهش از آبسرد کن و غذا و سایت و انتخاب واحد و تشکیل کلاس ها و... مشکل دارد و حتی تو یه نفر به عنوان مسول پاسخ گویی نمی شناسی. در دانشگاهش ده ها بار صدها دانشجو از نقاط مختلف شهر و استان میان و بعد می گن استاد دلش درد گرفته و کلاس تشکیل نمی شه و آیا پیامد آن دپرس شدن بچه ها و ایجاد ترافیک و آلودگی اعتیاد و علافی ان هم برای قشر تحصیل کرده نیست؟ در دانشگاهش بچه ها برای جبران عقب ماندگی مجبور می شوند به صورت خود جوش کلاس تشکیل دهند و آخر هم با هزار تا حرف و حدیث و مشکل ناراحتی و قدر نشناسی تموم می شه در کلاس هایش بچه ها به کوچکترین حرف پیش آمده توسط همکلاسی خود می خندند بدون آن که لحظه ای به درستی این حرف و موقعیت پیش آمده فکر کنند. البته که اشکالی ندارد مگه آن ها با این وضع دلیل دیگری برای خندیدن دارند!؟ خدايا اين شهر و دانشگاهش چقدر به نظرم آشناست !!!!!! |
|
با عذر خواهی فراوان از همه ی دوستان برای
عضویت دوباره در سایت بیت و بایت دعوت به عمل می آورم........ |
|
از دوستان برای عضویت در سایت مهندسین کامپیوتر (نرم افزار ) دعوت رسمی به عمل می آورم.
منتظر اعلام نظرات شما برای بهبود کیفیت وکمیت سایت هستم.من از آن جهت مطالب و عنوان های سایت رو کامل نکردم که این کار با اتفاق نظر بچه ها انجام گیرد. به امید دیدار وعده ی ما در.... |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن و تالار گفت و گوی (سایت نرم افزار ری) دانشگاه من آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
کامپیوتر موبایل اینترنت مهندسی کامپیوتر برنامه نویسی ترفندهای جدید موبایل ترفندهای جدید کامپیوتر دست نوشته ها و دانشگاه |
| پیوندها |
|
تالار وانجمن گفت وگو smh-pcmob اخباردانشگاه و نوشته ها(سعید) دانشگاه(محمد) سایت مهندسان کامپیوتر (نرم افزار) ری دهقانی |
|
RSS
|